دینا کوچولودینا کوچولو، تا این لحظه: 13 سال و 6 ماه و 25 روز سن داره

عاشقانه می نوازم برای تو که تک ملودی زندگی ما شدی دینای عزیز

5ماهگی

عکسای 5 ماهگی دخملم اینجا حاضر شده بودی با بابایی بری شرکت.       اینجا از خواب بیدار شده بودیو چشم بسته دنباله شیرت بودی     باز هم تو و دایی هومن     فدای لپای قشنگت اینجا با بابایی مدل اتاقتو عوض کرده بودیم   ماهی کوچولوی من   عاشق این 1 تیکه موهاتم که از همه قسمتا بلند تره     اینجا هم واست 1 کاسه ژله درست کردم تا باهاش بازی کنی   ...
10 مهر 1392

سفر کلاردشت

دخمله مامان 5 شهریور بود که رفتیم ویلای کلار دشت.عزیزم خیلی خوش گذشت.خیللللیییی خندیدیم.شما هم اصلا اذیت نکردی واسه خودت تو روروئکت بازی می کردی.خیلی هوا سرد بود کلی لباس تنت کرده بودیم.روز آخرم به پیشنهاد من جلوی در توی زمین خالیه بغل ویلا رو هیزم آش رشته درست کردیم خوردیم 1 قاشق هم به تو دادم از آبش خوردی که تا صبح از دل درد غر زدی   تو 1 مامانه خنگ داری. اگه گفتی چرا؟؟؟چون فایلای عکسای شمالو پاک کردم فقط چند تا از عکسا موند.واست میزارم تو ادامه مطلب                                 ...
10 مهر 1392

نیم سالگیت مبارک.....

سلام زندگیه من.دختر نازم امروز 6 ماهه شدی.ان شااله 120 ساله بشی دختر قشنگم.خیلی دوست دارم.این کفش و لباسم بابا از نمایشگاه کیتکس دیشب برات کادو گرفت دخترم           ...
1 شهريور 1392

روز دیدن تو

روز زایمان بالاخره رسید.بالاخره بعد از 9 ماه روز دیدن تو اومد.داره تمامه اضطرابا و استرسام تموم میشه.1ماه قبل اومدن تو مامانم از ذوقش اومده بود تمام وسایلاتو که باید ببریم بیمارستانو جمع کرده بود گذاشته بود خونه خودشون. شب که از بیرون اومدیم تا 4 صبح نه من خوابیدم نه بابائی تازه ساعت 4 تا 5 خوابیدیم 5 بیدار شدیم که زود بریم بیمارستان تا اتاق خصوصی گیرمون بیاد آخه گفته بودن 1فروردین خیلی شلوغه زود بیاید اگه اتاق خصوصی می خواید.حاضر شدم یکم آرایش کردم.وقتی اومدم بیام بیرون بابائی از زیر قرآن ردم کردو گفت ایشااله سالم برگردی از پله ها که اومدیم بیایم پایین نازنین درو باز کرد و خداحافظی کرد و بابا بهش گفت ما 2تایی میریم تا 3تاییی برگردیم وق...
23 مرداد 1392

b.k.n

دخترم دیشب اینو تنت کردم بری آفتاب بگیری ولی خب شب بود و نشد دیگه.ان شااله دفعه بعد                         ...
20 مرداد 1392

دینا ایستاد

  دینا جونم برای اولین بار روز 92/5/12 ایستادی کلی هم ذوق کردی عزیزم.                     ...
20 مرداد 1392